![]() |
![]() |
|
| همه چیز |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 13:19 توسط مینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 13:36 توسط مینا |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 13:22 توسط مینا |
|
|
خودت نیستی صدات مونده
صدات چشمامو گریونده....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:19 توسط مینا |
|
|
برای اینکه صدای شکستن دلش شنیده نشود با صدای بلند میخندد!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 19:15 توسط مینا |
|
|
می نویسم که آقایون یه خورده خوشحال بشن
مردی به یوسف (ع)گفت:تو را دوست دارم و او گفت:من جز به محبت به بلا نیفتادم! پدرم مرا دوست داشت و به چاه افتادم و همسر عزیزم مرا دوست داشتم و چند سال به زندان افتادم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 19:9 توسط مینا |
|
|
تا بستو ن برای تو چه شکلیه؟!
برای من یه لیوان بزرگ آب یخه برای من هوای گرم و تعطیلی و دلتنگیه برای من یه نقاشی رنگارنگه برای من شنا تو دریاست برای من قرمز و نارنجی و زرده برای من یه هندونه قرمزه تا بستون یاد چی می افتی؟! آدم رو یاد رنگ سبز می اندازه.....آدم رو یاد میوه های خوشمزه می اندازه مثل هندونه و زرد آلو آدم رو یاد خدا می اندازه (چون تو این فصل نعمتهای خدا بیشتر دیده میشه)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 18:30 توسط مینا |
|
|
امروز روز منه!بالاخره قرعه به نام من افتاد . باید نهایت استفاده رو از امروز ببرم . امروز می خوام زود تر از همیشه از خواب بیدار شم
ولی قبل از اینکه بلند شم یه کمی با خودم خلوت کنم٬ یه قرار مدارایی با خودم بزارم ٬یه قول هایی به خودم بدم. پس باید یه کاری کنم که شرمنده خودم نشم! امروز میخوام یه جور دیگه زندگی کنم ٬یه جور جدید. اون طوری که دوست دارم. امروز می خوام از در یچه قلبم دنیا رو نگاه کنم. میخوام خوبیهاشو ببینم و از بدیهاش درس بگیرم:بدون دلسردی ٬پرخاش وغرغر! امروز میخوام توجه ام به رنگهای خوب دنیا باشه٬رنگ های روح بخش و جون د ار. راستی به نظر تو دنیا چه رنگیه؟خوشبختی چی؟ فرانسوی ها می گن خوشبختی صورتیه.ولی به نظر من هر کسی می تونه تو عالم خودش برای اون یه رنگ انتخاب کنه امروز میخوام زندگی جدیدی رو به خودم هدیه کنم.میخوام عادت های بدم رو کنار بزارم٬میخوام با اخلاق خوبم همه رو شرمنده کنم.میخوام دست از گله و شکایت بردارم٬پشت سر هیچ کس حرف نزنم.میخوام برای عزیزم بدون مناسبت گل بخرم٬به بچه ها لبخند بزنم و به بزرگترها احترام بزارم امروز میخوام بیست بگیرم و به همه بیست بدم.اصلا امروز روز بیستیه! امروز هیچ چیز کوچک و بی ارزشی نمی تونه منو ناراحت کنه و یا از کوره در ببره. امروز رو میخوام برای خودم و خدام زندگی کنم.امروز میخوام بهترین بنده خدام باشم جوری که خودش هم کیف کنه! امروز خیلی خوب گذشت جوری که همیشه دلم می خواست باشه آخر شبه ولی امروز جه فرقی با روزای دیگه داشت؟!خورشید سر ساعت طلوع کرد و سر ساعت غروب! خوب که فکر میکنم متوجه میشم که امروز هیچ تفاوتی با روزای دیگه نداشت و تنها چیزی که فرق کرده بود و مثل روزای قبل نبود ٬خود من بودم! امروز اگر روز خاصی شده بود برای این بود که من آدم خاصی شده بودم!امروز رو من تغییر دادم! من ساختمش!یعنی من قبلا هم می تونستم این کار و بکنم؟! جه روزایی رو از دست دادن حیف!ولی هنوزم دیر نشده!هنوز زندگی جریان داره!اگه من امروز رو تغییر دادم حتما می تونم روزای دیگه رو هم تغییر بدم! امروز من تونستم چون خواستم! بنا بر این اگه فردا و پس فردا هم بخوام ٬ میتونم! پس حالا من میتونم بگم که هر روز ٬روز منه !هر روز قرعه به نام من می افته!و هر روز رو به نام من مینو یسن! در قلب خود بنویس ٬ هر روز بهترین روز سال است به نظر شما خوشبختی چه رنگیه؟!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 21:53 توسط مینا |
|
|
وقتی تو بخواهی گلی زیبا بکاری
وقتی تو بخواهی قایقی محکم بسازی وقتی تو بخواهی کار مورد علاقه ات را پیدا کنی وقتی تو بخواهی گنجشک آسیب دیده ای را مداوا کنی وقتی تو بخواهی برای اینکه هم نوعت زیر باران خیس نشود او را در زیر چتر خودت پناه دهی وقتی تو بخواهی که زندگی یکنواختت را به زندگی پر از شور و هیجان تبدیل کنی وقتی تو بخواهی برای راحتی پرندگان اطراف خانه ات لانه ای برایشان درست کنی وقتی تو بخواهی انسان های گریان دور و برت را از ته دل بخندانی.....معلوم می شود که تو برای توانستن منتظر هیچ کس نیستی.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 20:16 توسط مینا |
|
|
لبخند نیمی از زندگی است و اگر روزی را بدون لبخند گذراندی- بدان که آن روز تا ابد ناقص خواهد ماندچرا که لحظه ای قابل برگشت نیست! دوستی ها همواره از لبخند آغاز و به تبسمی شیرین ویا گاهی تلخ پایان می پذیرد یک تبسم هر چند کوتاه و گذرا ممکن است خاطراتی را برای تو به ارمغان آورد و در این لحظه است که تو توانایی درک معجزه خنده را داری . اگر خنده را فهمیدی ٬نیمی از زندگی در اختیار توست پس به دنبال نیمه دیگرش بگرد! خورشید حتی هنگام غم نور خود را به زمین خواهد بخشید به نظر شما نیمه دیگه زندگی چی میتونه باشه؟! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 10:57 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بزارید اول ازخودم شروع کنم:من مینا متولد 15 اسفند(روز درختکاری)سال 65 هستم.15 اسفند رو خیلی دوست دارم چون من متولد شدم و یک گل به گل های دنیا اضافه شد.به درخت و گل خیلی علاقه دارم,مخصوصآ گل رز هلندی . نمیدونم چون روز درختکاری به دنیا اومدم اینقدر به گل و درخت علاقه دارم یا اینکه نه _ چون به گل و درخت علاقه دارم تو این روز به دنیا اومدم _ فکر کنم خدا بهتر بدونه
پروانه ها رو هم خیلی دوست دارم چون میان پیش گلها تا گلا هم تنها نباشن گرافیک رو هم خیلی دوست دارم - پراز خلاقیت میخوام یه سری چیزایی رو بنویسم که تا حالا از بقیه یاد گرفتم |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
آموختم |
| پیوندها |
|
گروه نرم افزاری مینا ترانه |
|
RSS
|